+ درماندگی

دیگر نگاه آشنایی نمانده!

جبر روزگار

عاشق تفریق است!

نویسنده : مازیار جوانفکر ; ساعت ٥:۱٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ آذر ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نیمه شبیها-عاشقانه 7

غزلهایم بوی خون گرفته

از وقتی که

دلم را برایت می سرایم.

نویسنده : مازیار جوانفکر ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ آبان ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ امید

نامت در هر قصه ای که باشد

کلاغ

حتما به خانه اش می رسد!

نویسنده : مازیار جوانفکر ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ مهر ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نیمه شبیها(عاشقانه 3)

زمین می ایستد!

زمان می گذرد

میخ زمین می شوم

از نگاهم که می گذری!

نویسنده : مازیار جوانفکر ; ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ 3 کوتاه(دعا-زرنگ-عاشقانه)

1- سبز می شوی در آغوشم

   آسمان را که بغل می کنم!

2-  تنها زرد همرنگ جماعت است

    پاییز که از راه می رسد!

3- تار مویت روی هندوانه

    نام تمام شبهای تابستانم یلداست!

نویسنده : مازیار جوانفکر ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بدون شرح

سرب در پیشانیم جوانه می زند

لاله بر گونه ام می روید

آزادی پر می کشد!

نویسنده : مازیار جوانفکر ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ خرداد ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ لبریخته

داستان نگاه من شب شد ؛از تمام ستاره ها دورم

مستی جام من به سر آمد؛سرکه گردیده طعم انگورم

از طراوت گذشته دستانم؛از صمیمیت عبور تنم

دود از حیرتم گذر کرده؛التماس صدای شبکورم

در زمستان بی تنت بودن؛گرم رویای خاطرات توام

بی صدایت ترانه پرپر شد؛غزلی شروه در نت شورم

تا تمنای خیس آینه ها؛سند چشم سرخ فیل دلم

گوشهایی بزرگ از تحقیر؛پیش احساس جیوه ها مورم

پیش موسای سحر چشمانت؛ساحری گشته قلب مسکینم

بند دل ریسمان شعبده ام؛آتشی پیش تپه طورم

دیگر این شعر هم به گل مانده؛مثل پای شکسته و پیرم

قلمم از نوشتن عاجز شد؛کیمیا گشته فهم منظورم!

نویسنده : مازیار جوانفکر ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ روزگار من

عطش سینه سوختگان را

جز آب دیده

آبی دیدنی نیست!

نویسنده : مازیار جوانفکر ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ فروردین ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد