/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اشک ماه

چرا اسم وبلاگتون فینگلیسی شده؟

خاطرات من

سلام مازیار جان مرسی که بهم سر زدی و ممنون از نظر پر مهرت از قطعه ی اول شعرت خیلی خوشم اومد طلسم باتو بودن شده ام خیلی زیبا بود مرسی

فرزانه

سلام از این شعر پیداست که روزهای بی تویی در کار نبوده [نیشخند]

غمیار

سلام دوست خوبم مرسی بهم سرزدی اشعارتان بینهایت زیباست ودلنشین .موفق

Mohamad Zand

سلام ممنون شما لطف دارین[گل] این شعرخیلی قشنگه

Mohamad Zand

سکوت بهترین تفسیر عشق است ، محبت با هم بودن نیست به یاد هم بودن است

پرستو

سلام دادش مازیار... دیدی اومدم....[خجالت]

سحر

سلام سلام وب جالبی داری منم تاریخ رو خیلی دوست دارم اخه خیلی جالبه خوشحال میشم به منم سری بزنی

امیرحسین...

سلام گفتی شغلت خلاف علایقت هست. مگر کسی را از نزدیک می شناسی که در جهت علایقش شغلی داشته باشد!؟

سپهری

سلام و درود از لطف شما ممنون و سپاسگزارم. وبلاگ خوبی دارین.از اینکه یه دوست آبادانی پیدا کردم خوشحالم. راستش وقتی اسم آبادان رو می شنوم یاد روزهای جنگ می افتم . روزهایی که چند صباحی مهمون شهر شما بودم. تقریبا" اواخر جنگ. یاد ارونکنار و نیزارهای اطرافش بخیر. از اون موقع تا حالا آبادان رو ندیدم.ولی خیلی دلم می خواد بار دیگه اونجا رو و مردمان خونگرم و مهربونش رو ببینم. امیدوارم اون روز دور نباشه. درود و صد درود به شما و تموم آبادانیهای عزیز و گرامی. بازم منتظر حضورتون هستم.