/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راضیه فرهودی

سلام.خیلی زیبا بود ساده همراه با غم قشنگی که توش موج میزد

مهرداد

سلام خوشحالم که از مطلب "عارف قزوینی" خوشتون اومده خودم هم اون نوشته رُ دوست دارم اما شعر شما زیبا بود و جالب اینکه اینجا الان باران می بارد و شعر شما هم پر از باران بود...برای من این قسمت"فضای اتاقم شبیه تمام تعزیه خوانیهاست!" و "و اگر فکر میکنی امن ترین جا بلندای اورست است قدر من ساده ای! انجا هم باران می بارد از پنجره از چشم من!!! " زیباتر بود و تازه تر .. به امید روزهای بهتر[گل]

قاصدک

سلام کلبه ای بساز که تمام تنش پنجره است شاید انتظارم را بفهمی ((هیچ کس نبودنت را چون پنجره نمی فهمد))

مهم خودمونیم

سلام به شما زبان دوری تو فقط چشمان من بلدند! همینجا عجیب گیر کردم...

بهار چابوک

سلام سلام سلام زیبا بود به اندازه ی صداقت عریان کلام شفافت همه جا برن می برد مثل...................... در چشمان کوچک من حتی به ما هم سر بزنی خوشحال میشم موفق باشی

بهار چابوک

با سلام با ترانه ای از چند سال پیش به روزم بی صبرانه منتظر حضورروشن شما

محمد زند

یه روز تو تهران بارون می باره گرد و غبارو می شوره،از رو دلای مردم یه روز تو تهران بارون می باره بارون بوسه،بارون لبخند،بارون گندم یه روز تو تهران بارون می باره....... من آپم[گل]